کمی تا قسمتی جدی یا کسب تجربه در هواپیما

حدود 12 ساعتی هست که داخل هواپیما هستیم. هواپیمایی که در دنیا به "ملکه آسمانها" ملقب شده و من فکر می کنم پس از 20 ساعت یعنی وقتی به مقصد رسیدم موقع ترک به چه لقبی مفتخرش کنم. علت این اقامت طولانی ما و هواپیما روی زمین هر چه هست مهم نیست؛ مهم ادامه دادن 10-9 ساعت باقیمانده است که مطمئناً سخت تر از ساعت هایی است که گذشته. مخصوصاً که حس مبهمی دارم حاکی از شروع سر درد که هیچ خوب نیست و احساسات واضح تری نسبت به مسافرینی که تا 1 ساعت دیگر از راه می رسند. احساساتی که بهترینش بی حوصلگی است. همچنین عطش بسیار جهت درود فرستادن به اقوام و خانواده برنامه ریز و سر فلیت و ... که مزید بر علت شده.
هرچند به قول سرمهماندار هر چه هست ما اینجاییم و خستگی و مشکلات ما هیچ ارتباطی به مسافرین ندارد؛ باز فکر می کنم در این صورت، 4-3 روز اقامت مسافران در فرودگاه بانکوک و بعد هم طی مسافت تا پاتایا و ماندن در یک فرودگاه نظامی که فعلاً جایگزین فرودگاه به تسخیر درآمده بانکوک شده هم نباید ارتباطی به من و همکارانم داشته باشد!
موقعیت در عین بغرنج بودن مضحک هم هست. دلیلش هم ناراضی بودن هر دو طرف از وضعیتی است که علت وجودی اش طرف سوم و چهارمی است که در حال حاضر در دسترش نمی باشند. به همین دلیل هر دو طرف ناچار به جایگزینی طرف دسترس با طرف متخاصم می باشیم ( حداقل به صورت ذهنی!) این موقعیتی است که تقریباً هر روز با آن درگیریم و تقریباً همیشه از یاد می بریم طرف حساب ما در حال حاضر موجود نیست و طرف در دسترس دقیقاً همانی نیست که با او مشکل داریم. شاید به علت اینکه سر و کار داشتن با چنین موقعیت هایی از کارهای روزمره مانبه حساب می آید!
بدیهی است که در چنین موقعیت هایی تنها افرادی که سود می برند طرف های سوم و چهارم غیرقابل دسترسند؛ چرا که پس از مدتی فراموش می کنیم زمینه ساز چنین موقعیتی چه فرد یا افرادی بوده اند. نتیجه این فراموشی را می توانید در بی تفاوتی افراد نسبت به دیگران به وضوح مشاهده کنید.

بعد از تحریر: در آن روز کذایی پس از پرواز از طریق مسافران گرامی دریافتیم که 4-3 روز را نه در فرودگاه بلکه در هتلی با امکانات رفاهی مناسب اقامت رایگان داشته اند و از تراسفر و غذای رایگان بهره برده اند. آنهم نه در "بانکوک" بلکه در "پاتایا" که پایتخت ... در جهان به حساب می آید بدیهی است که اوضاعشان به بدی اوضاع ما نبوده است
!

/ 8 نظر / 13 بازدید
روياي تنها

سلام[گل] بلاگه جلبی داری [دست]به منم سر بزنی ها[نیشخند] اگه دوست داشتی پیام بده و آدرس وبت رو بذار تا تبادل لینک کنیم [چشمک]

زهرا

سلام رسیدن به خیر بابا هی می گم از این مهمانداری دست بردار و بشو میزباندار! گوش نمی دی که[نیشخند]

روح اله

شما هنوز در هواپیما هستید.کم کم دارم نگران سلامتی تان می شوم. زبانم لال این همه پرواز خطر سقوط و ... نداشته باشد. خواهشمندم در اسرع وقت ما و نامبردگان را از نگرانی در بیاورید. جدی:هر جا هستید پاینده باشید.

پرنده آتش

سلام خوبی دوست قدیمی . راستش من هم وقتی به آرشیو سالهای قبل سر میزنم طعم گس خورمالوی نارس رو توی نوشته هام حس می کنم .

الفم

بسم الله آدم (ع) در کربلا....

حسین

شما که دیگه باید به این چیزا عادت کرده باشید

زهرا

اون وقت چرا اپ نمی فرمایید؟! نکنه هنوز در آسمانید[نیشخند]